شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )

138

ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )

« إن القوم يطلبوننى و لو أصابونى لذهلوا عن طلب غيرى و هذا الليل قد غشيكم فاتّخذوه جملا ثم ليأخذ كل رجل منكم بيد رجل من أهل بيتى » . « دشمن در پى من است و اگر به من دست يابد ، به ديگران كارى ندارد و اكنون تاريكى شب شما را فرا گرفته ، از سياهى شب استفاده كنيد و هر يك از مردان شما دست مردى از خاندان مرا بگيرد و به ديار خويش بازگردد » . اهل بيت او و قبل از همه قمر بنى هاشم عليه السّلام سخن گفت و عرضه داشت : چرا چنين كارى كنيم ؟ براى اين كه بعد از شما زنده بمانيم ؟ ! هرگز ، خداوند چنين روزى را نصيب ما نگرداند . سپس مسلم بن عوسجه بپاخاست و عرض كرد : آيا دست از يارى تو برداريم و در اداى حقى كه بر ما دارى در پيشگاه خدا عذرى نداشته باشيم ؟ ! نه به خدا سوگند ! از تو دور نخواهم شد تا نيزهام را در سينهء دشمن بشكنم و تا قبضهء شمشير در دستم باقى است ، بر سر آن‌ها بكوبم و از تو جدا نگردم و اگر سلاحى در دست نداشته باشم در راه دفاع از تو آن‌ها را آماج سنگ قرار خواهم داد ، تا در راهت جان دهم . ساير ياران آن حضرت نيز به همين شيوه سخن گفتند « 1 » . شيخ مفيد مىگويد : زمانى كه امام حسين عليه السّلام نىهاى خشك داخل خندقى را كه پشت خيمه‌ها حفر نموده بود ، به آتش كشيد ، شمر بر آنجا عبور كرد و صدا زد : حسين ! قبل از قيامت ، براى ورود به آتش شتاب كردى ؟ ! امام عليه السّلام در پاسخ او فرمود : « يا بن راعية المعزى ! أنت أولى بها صليّا » . « اى فرزند زن بزچران ! تو براى سوختن در آتش سزاوارترى » . مسلم بن عوسجه خواست او را هدف تير قرار دهد ، ولى امام حسين عليه السّلام او را از اين كار بازداشت . مسلم به حضرت عرض كرد : اين فاسق ، از دشمنان خدا و ستم‌پيشگان به نام است و خدا او را در تير رس ما قرار داده است [ اجازه دهيد او را با تير

--> ( 1 ) . طبرى ، تاريخ : 3 / 351 ؛ كامل : 4 / 58 ؛ ارشاد : 2 / 92 .